تبليغاتX
عاشقانه
دل داه ام به تقدیر شاید که او بیاید...

 زيباترين كلمه؟...... عشق                                      

زشت ترين كلمه؟....بي وفايي                                

پاك ترين كلمه؟.................اشك                             

بي همتاترين كلمه؟............تنهايي                          

بي معناترين كلمه؟.......جدايي

جذاب ترين كلمه؟....آشنايي زيباترين كلمه؟...... عشق                                      

زشت ترين كلمه؟....بي وفايي                                

پاك ترين كلمه؟.................اشك                             

بي همتاترين كلمه؟............تنهايي                          

بي معناترين كلمه؟.......جدايي

جذاب ترين كلمه؟....آشنايي

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 21:9  توسط mojtaba | 
بدون شرح

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 21:5  توسط mojtaba | 

از دیده و دل گرامی تر هم آیا هست؟

دست،آری،زدل و دیده گرامی تر:دست!

دست در دست کسی،یعنی:پیوند دو جان!

دست در دست کسی،یعنی:پیمان دو عشق!

 دست در دست کسی داری اگر،دانی،دست،

که چه سخن هاکه بیان می کند از دوست به دوست؟

بار این درد دریغ است که ما

تیرهامان به هدف نیک رسیده است،ولی

دست هامان نرسیدست بهم!...


 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:42  توسط mojtaba | 

خداي عزيز !

به جاي اينكه بگذاري مردم بميرند و مجبور باشي آدماي جديد بيافريني ، چرا كساني را كه هستند ، حفظ نمي كني ؟
خداي عزيز !
شايد هابيل و قابيل همديگر را نمي كشتند اگر هر كدام يك اتاق جداگانه داشتند در مورد من و برادرم كه مؤثر بوده .
خداي عزيز !
اگر يكشنبه ، مرا توي كليسا تماشا كني ، كفش هاي جديدم رو بهت نشون مي دم .
 
خداي عزيز !
شرط مي بندم خيلي برات سخت است كه همه آدمهاي روي زمين رو دوست داشته باشي . فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولي من هرگز نمي توانم همچين كاري كنم
خداي عزيز !
در مدرسه به ما گفته اند كه تو چكار مي كني ، اگر تو بري تعطيلات ، چه كسي كارهايت را انجام مي دهد ؟
خداي عزيز !
آيا تو واقعاً نامرئي هستي يا اين فقط يك كلك است ؟
خداي عزيز !
اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهاي زشتي كه تو بازي بولينگ ميزند، تو خانه هم استفاده كند ، به بهشت نمي رود؟
خداي عزيز !
آيا تو وافعاً مي خواستي زرافه اين طوري باشه يا اينكه اين يك اتفاق بود؟
خداي عزيز !
چه كسي دور كشورها خط مي كشد ؟
خداي عزيز !
من به عروسي رفتم و آنها تو كليسا همديگر را بوسيدند . اين از نظر تو اشكالي نداره ؟
خداي عزيز !
آيا تو واقعاً منظورت اين بوده كه (( نسبت به ديگران همانطور رفتار كن كه آنها نسبت به تو رفتار مي كنند ؟ )) اگر اين طور باشد ، من بايد حساب برادرم را برسم .
خداي عزيز !
به خاطر برادر كوچولويم از تو متشكرم ، اما چيزي كه من به خاطرش دعا كرده بودم ، يك توله سگ بود
 
خداي عزيز !
لازم نيست نگران من باشي . من هميشه دو طرف خيابان را نگاه مي كنم .
خداي عزيز !
فكر نمي كنم هيچ كس مي توانست خدايي بهتر از تو باشد . مي خوام اينو بدوني كه اين حرفو به خاطر اينكه الان تو خدايي ، نمي زنم .
خداي عزيز !
هيچ فكر نمي كردم نارنجي و بنفش به هم بيان . تا وقتي كه غروب خورشيدي رو كه روز سه شنبه ساخته بودي ، ديدم ، معركه بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:26  توسط mojtaba | 

من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم

 

شادی ات را با عذاب آلوده می سازم

 

 

 

آیا شما,بله شما چشم در راه کسی بودید که از روی مهربانی بیاید و

 

جمجمه های آفتابیتان را بر زانوانش بگذارید؟

 

و شما با چشمان شوخ و سرگردان خود هر لحظه به دنبال…

 

وقت آن رسیده که چشمان شوخ و سرگردان شما را,که بی احساس هستید

 

 به جایی خیره کنم.

 

برخیزید تمام رویاهای زشت و زیبا را بدرود گویید.

 

چه شبها که آفریدگار آب و آتش را صدا کردم.نمیگذارم شما بی شرمان و

 

 نارفیقان در زمین بمانید,چرا که خاطره های مهتابی شقایشها پژمرده

 

میشود.شما مانده اید چونان موجهای کبود که در ساحل تلف میشوند و جز

 

 کف چیزی نمیماند.

 

چونان دستهایی که با تحریر صدا آشنا نیستند و چونان دلهایی که به طور

 

 یکنواخت میتپند.چقدر کوچه ها دلتنگند…چقدر چشمهای پر از هوس شما

 

 نادیده گرفته میشوند.

 

آیا من را توان آن هست که رخ در رخ شما بایستم و ذوب نشوم؟آیا

 

میتوانم انتقام بگیرم؟

 

آرامتان نمیگذارم که اگر آرام بگزارم لحظه ای آرامم نمیگذارید.

 
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:7  توسط mojtaba |